قدرت در رهبری نیرویی است که رهبران با کمک آن میتوانند بر اعضای تیم تاثیر بگذارند، به آنها انگیزه دهند و آنها را به سوی دستیابی به اهداف سازمان هدایت کنند. استفاده درست و بهجا از این قدرتها، توانایی تاثیرگذاری رهبران را بالا میبرد و به آنها کمک میکند تا یک محیط کار مثبت و پویا پرورش دهند.
در این مطلب از سایت کار از ما ابتدا به مفهوم قدرت رهبری میپردازیم، سپس انواع قدرت در رهبری را بررسی میکنیم. این قدرتها میتوانند از جایگاه شغلی، دانش و تخصص، ویژگیهای شخصی یا ارزشهای اخلاقی رهبران ناشی شوند.
قدرت در رهبری به چه معناست؟
قدرت در رهبری یعنی توانایی یک رهبر برای تاثیرگذاری بر رفتار، افکار و تصمیمهای اعضای تیم. قدرت برای رهبران بسیار مهم و ضروری است زیرا به آنها کمک میکند تا با اعضای تیمشان ارتباط بگیرند و آنها را به سمت اهداف سازمان هدایت کنند. این قدرت نه فقط با اقتدار رسمی، بلکه با کمک دانش تخصصی، ویژگیهای شخصی، توانایی برقراری ارتباط با اعضای تیم و توانمندسازی آنها اتفاق میافتد.
رهبران موفق با استفاده از قدرت خود، محیطی ایجاد میکنند که افراد در آن احساس ارزشمندی کنند و بهترین عملکرد خود را داشته باشند. آنها میدانند که قدرت واقعی رهبران از کنترل دیگران به دست نمیآید، بلکه از کمک به دیگران برای کشف و درک خود و استفاده از قدرتهای خودشان ناشی میشود. (برای آشنایی بیشتر با مفهوم رهبری، این مقالات را بخوانید: رهبری چیست؟ و رهبری اصیل چیست؟)
رهبران اثربخش با استفاده از قدرت خود، به رشد شخصی و تیمی و ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت کمک میکنند.
انواع قدرت در رهبری
در این قسمت، ۱۲ قدرت رهبران را بررسی میکنیم که با کمک آنها بر اعضای تیم تاثیر میگذارند و به آنها انگیزه میدهند تا به اهداف سازمان دست یابند.
1_ قدرت قانونی
قدرت قانونی یا مشروع ناشی از جایگاه افراد در سازمان است؛ یعنی رهبران به دلیل موقعیت شغلی بالایی که در شرکت دارند، از قدرت قانونی برخوردار هستند. مثلا یک فرمانده نظامی به دلیل جایگاه شغلی خود در سازمان، قدرت قانونی دارد و میتواند به اعضای رده پایینتر دستور دهد.
این قدرت در سازمانهای سلسلهمراتبی، سازمانهای نظامی و نهادهای دولتی رایج است و باعث برقراری نظم در شرکت میشود.
رهبران موفق کسانی هستند که قدرت قانونی را در کنار سایر قدرتها مانند قدرت کاریزماتیک یا قدرت پاداش بهکار میبرند. (رهبر کاریزماتیک کیست؟)
- تقویت این قدرت: انتظاراتتان را بهطور واضح به اعضای تیم بگویید و وظایف هر کس را بهطور دقیق مشخص کنید.
- مشکل احتمالی: اگر رهبران بیش از حد از قدرت قانونی استفاده کنند و دائم به دیگران دستورات رسمی بدهند، موجب نارضایتی اعضای تیم میشود.
2_ قدرت اجباری
قدرت اجباری زمانی است که رهبر با تهدید، زور، مجازات، تنبیه یا پیامدهای منفی، اعضای تیم را مجبور به انجام کارها میکند مثلا زمانی که کارفرما به کارمند میگوید اگر کاری را انجام ندهد، اخراج میشود. یکی از سبک های رهبری که از این شیوه استفاده میکند سبک رهبری مستبد است.
قدرت اجباری باید با احتیاط و فقط در مواقع اضطراری بهکار رود مثلا زمانی که امنیت کسی در خطر است یا زمانی که باید قوانین رعایت شوند.
- تقویت این قدرت: فقط بهعنوان آخرین راهحل یا در مواقع اضطراری از این قدرت استفاده کنید و بهطور واضح به کارمندان توضیح دهید که چه رفتارهایی با عواقب منفی همراه است؛ با این کار، کارمندان کمتر آسیب میبینند.
- مشکل احتمالی: استفاده زیاد یا نادرست از قدرت اجباری باعث کاهش انگیزه اعضای تیم میشود.
3_ قدرت مرجعیت
قدرت مرجعیت زمانی است که رهبران با ویژگیهای شخصیتی خود مانند اعتماد به نفس، کاریزما، همدلی و…، بر اعضای تیم تاثیر میگذارند. این رهبران مهارتهای بالایی در برقراری روابط با دیگران دارند و اعضای تیم او را فردی قابل احترام، قابل اعتماد و الگوی خود میدانند. مثلا کارمندی که در حل مشکلات، از روشهای حل مسئله رهبرش پیروی میکند. رهبران کاریزماتیک دارای این قدرت هستند.
قدرت مرجع باعث افزایش تعهد و وفاداری اعضای تیم میشود.
- تقویت این قدرت: مهارتهای بین فردی خود را تقویت کنید و ارزشهایی مانند صداقت، شجاعت و… را در رفتارتان نشان دهید تا دیگران از شما الگوبرداری کنند.
- مشکل احتمالی: استفاده بیش از حد از قدرت مرجعیت ممکن است تصمیمگیریهای منطقی را برای رهبران سخت کند.
4_ قدرت کاریزماتیک
این قدرت پیشرفتهتر از قدرت مرجعیت است. قدرت مرجعیت از قابل احترام، قابل اعتماد و الگو بودن رهبر ناشی میشود اما قدرت کاریزماتیک از جذابیت شخصی رهبر بهدست میآید.
قدرت کاریزماتیک زمانی است که رهبران با جذابیتهای شخصی خود از جمله برونگرا بودن، گرم و صمیمی بودن و…، دیگران را تحت تاثیر قرار میدهند. این رهبران بهقدری جذاب و دوستداشتنی هستند که اعضای تیم بهطور طبیعی از او پیروی میکنند. مثلا رهبری که با حرفها و رفتارهایش باعث میشود افراد انگیزه بگیرند و برای دستیابی به هدف مشترک تلاش کنند.
- تقویت این قدرت: به تواناییهایتان اعتماد داشته باشید و علاقهتان را به اعضای گروه نشان دهید.
- مشکل احتمالی: استفاده زیاد از این قدرت ممکن است باعث نادیده گرفتن مسائل مهم، وابستگی به رهبر و تصمیمگیریهای احساسی شود.
5_ قدرت تخصصی
یکی دیگر از انواع قدرت در رهبری، قدرت تخصصی است. در این قدرت، رهبران با استفاده از دانش، تجربه، مهارت و تخصص خود بر دیگران تاثیر میگذارند. معمولا افرادی که در یک زمینه خاصی تخصص دارند، از این قدرت برخوردار هستند و با دانش تخصصی خود، دیگران را متقاعد میکنند.
مثلا یک متخصص IT در زمینههای هوش مصنوعی، امنیت سایبری، تحلیل داده و… تخصص دارد و همین باعث میشود تا دیگران به او مراجعه کنند و از او راهنمایی بگیرند.
- تقویت این قدرت: اطلاعاتتان را در زمینه تخصصیتان بالا ببرید و بهروز باشید.
- مشکل احتمالی: اگر یک رهبر بیش از حد به تخصص خود تکیه کند یا تمام تصمیمها را خودش بگیرد، مشارکت اعضای تیم در گروه کم میشود.
6_ قدرت اطلاعاتی
زمانی که رهبران به اطلاعات مهم و محرمانهای در سازمان دسترسی دارند و با استفاده از آن اطلاعات میتوانند دیگران را تحت تاثیر قرار دهند، از قدرت اطلاعاتی استفاده میکنند مثلا یک تحلیلگر داده با بررسی دادههای فروش، به اعضای تیم کمک میکند تا نحوه تبلیغات خود را تغییر دهند.
- تقویت این قدرت: اطلاعاتتان را بهروز نگه دارید و با اعضای تیم خود شفاف و صادق باشید.
- مشکل احتمالی: اگر رهبران با انگیزههای شخصی از این قدرت استفاده کنند، عدم همکاری و بیاعتمادی در تیم رخ میدهد.
7_ قدرت پاداش
در این قدرت، رهبر با ارائه پاداشهای مادی و غیرمادی به اعضای تیم، آنها را به سوی هدف سازمان هدایت میکند. مثلا یک مدیر پروژه تصمیم میگیرد پس از اتمام پروژه، به اعضایی که عملکرد خوبی داشتند پاداش مالی یا ارتقای شغلی دهد. این نوع قدرت زمانی موثر است و باعث افزایش بهرهوری کارمندان میشود که پاداشها برای اعضای تیم ارزشمند باشند. (در این مقاله روش هایی برای افزایش انگیزش کارکنان را به شما معرفی کردهایم.)
- تقویت این قدرت: پاداشهای مورد نیاز اعضای تیمتان را به آنها ارائه دهید تا برایشان ارزشمند باشد.
- مشکل احتمالی: اگر یک رهبر بیش از از این قدرت استفاده کند، ممکن است کارمندان به پاداشهای مادی وابسته شوند و برای انجام کارها انگیزه درونی نداشته باشند.
8_ قدرت اخلاقی
یکی دیگر از انواع منابع قدرت در رهبری ، قدرت اخلاقی است. رهبران دارای قدرت اخلاقی بر اصول اخلاقی و ارزشها پایبند هستند، با این اصول اعضای تیم را تحت تاثیر قرار میدهند و اعضای تیم به دلیل اخلاقی بودن رهبر از او پیروی میکنند. مثلا یک مدیر به صداقت اهمیت بسیار زیادی میدهد و کارمندان به وضوح این ارزش را در رفتار او میبینند.
- تقویت این قدرت: اگر به اصول خاصی پایبند هستید آن را بهطور مستمر در رفتارها و عملکرد خود بهکار بگیرید.
- مشکل احتمالی: رهبرانی که به اصول و ارزشهای خود بسیار پایبند هستند، در مواقعی که باید انعطافپذیر باشند دچار چالش میشوند.
9_ قدرت ارتباطی
رهبری که قدرت ارتباطی دارد، با افراد قدرتمند در ارتباط است و از طریق این ارتباطات، بر دیگران تاثیر میگذارد. به عبارتی دیگر، رهبر از روابطش با افراد مهم برای کمک به سازمان استفاده میکند. مثلا فرض کنید مدیر عاملی که با سرمایهگذاران اصلی در ارتباط است، میتواند با کمک این ارتباط، سرمایهگذارهای جدیدی برای شرکت جذب کند.
- تقویت این قدرت: با افراد قدرتمند در حوزههای مختلف در ارتباط باشید.
- مشکل احتمالی: اتکای بیش از حد به قدرت ارتباطی باعث وابستگی زیاد به روابط بیرونی و کاهش قدرت داخلی سازمان میشود و همچنین اگر روابط حرفهای نباشند، به اعتبار و شهرت سازمان آسیب میزنند.
10_ قدرت سیاسی
یکی دیگر از انواع منابع قدرت در رهبری ، قدرت سیاسی است. قدرت سیاسی یعنی رهبر با کمک شبکه ارتباطات خود، نفوذ اجتماعی و درک سیاستهای سازمانی، کارمندان را تحت تاثیر قرار میدهد و نتایج مثبتی برای سازمان رقم میزند. مثلا یک رئیس دانشگاه با کمک قدرت سیاسی و نفوذ اجتماعی خود، بودجه بیشتری برای دانشگاه تهیه میکند.
- تقویت این قدرت: برای پیشبرد اهداف سازمانی در شرایط پیچیده از قدرت سیاسی استفاده کنید.
- مشکل احتمالی: ممکن است رهبران از قدرت سیاسی برای منافع شخصی خود یا بهرهکشی از کارمندان استفاده کنند.
11_ قدرت بنیانگذاری
قدرت بنیانگذاری یعنی رهبری که بنیانگذار یا موسس یک سازمان است و قدرت او از موقعیت شغلیاش ناشی میشود. این رهبران به دلیل شناخت عمیقی که از اهداف و ارزشهای سازمان دارند، الهامبخش کارمندان هستند و به همین دلیل کارمندان از آنها پیروی میکنند.
مثلا استیو جابز بنیانگذار اپل، دارای قدرت بنیانگذاری بود زیرا محصولات و فرهنگ سازمانی شرکت را بهخوبی میشناخت و با کمک همین توانست اعضای تیمش را رهبری کند و اپل را به شهرت امروزیاش برساند.
- تقویت این قدرت: فرهنگ سازمانی مثبت و قوی ایجاد کنید، چشمانداز واضحی تعیین کنید و ایدههای دیگران را هم بشنوید.
- مشکل احتمالی: زمانی که در یک شرکت بیش از حد از قدرت بنیانگذاری رهبر استفاده شود، ایدههای دیگران شنیده نمیشود. همچنین ممکن است اعضای تیم به بنیانگذار سازمان وابسته شوند.
12_ قدرت صداقت
رهبران دارای قدرت صداقت، با رفتارهای صادقانه، شفافیت و پایبندی به اخلاقیات بر اعضای تیم تاثیر میگذارند و یک فرهنگ سازمانی اخلاقمدار و مبتنی بر اعتماد و مسئولیتپذیری را در شرکت ایجاد میکنند.
- تقویت این قدرت: شفاف باشید، صادق باشید و دیگران را به شفافیت و صداقت تشویق کنید.
- مشکل احتمالی: گاهی اوقات ممکن است عملکرد صادقانه و اخلاقی رهبر با منافع سازمان در تضاد باشد.
کلام آخر
در نهایت، قدرت رهبری به معنای توانایی رهبران برای تاثیرگذاری بر اعضای تیم و هدایت آنها به سوی هدف سازمان است. در این مقاله به ۱۲ تا انواع قدرت در رهبری پرداختیم که رهبران با کمک آنها میتوانند کارمندان را مدیریت کنند و موفقیتهای بیشماری برای کسبوکارها رقم بزنند.
منابع: