آیا تا به حال به این فکر کردهاید که رهبران موفق از اول رهبر به دنیا میآیند یا در طول زندگی به آن تبدیل میشوند؟ تئوری رهبری رفتاری درباره همین موضوع صحبت میکند؛ این نظریه معتقد است که رهبری با رفتارها و مهارتهای اکتسابی بهدست میآید، نه ویژگیهای شخصیتی. بنابراین به باور این تئوری، رهبران از اول رهبر بهدنیا نمیآیند، بلکه آنها با یادگیری رفتارهای خاصی به یک رهبر موفق تبدیل میشوند.
در این مطلب از سایت کار از ما درباره تئوری رهبری رفتاری صحبت میکنیم و در ادامه به بررسی سبکهای مختلف رهبری رفتاری میپردازیم.
تئوری رهبری رفتاری چیست؟
تئوری رهبری رفتاری نظریهای است که توضیح میدهد چرا و چطور بعضی از افراد به رهبر تبدیل میشوند. این تئوری معتقد است موفقیت یک رهبر به رفتارها و مهارتهای اکتسابی او بستگی دارد، نه ویژگیهای ذاتی و شخصیتیاش. به زبان ساده، رهبران از اول رهبر بهدنیا نمیآیند، بلکه رهبری یک مهارت اکتسابی است و افراد با کسب مهارتها و رفتارهای خاصی میتوانند به یک رهبر موفق تبدیل شوند. (برای درک مفهوم رهبری مقاله رهبری چیست؟ را بخوانید.)
این تئوری با مشاهده و ارزیابی اعمال و رفتارهای رهبران در موقعیتهای مختلف، به ویژگیها و رفتارهای خاصی دست یافت و پیشنهاد کرد اگر کسی میخواهد به یک رهبر اثربخش و موفق تبدیل شود، باید این مهارتها و رفتارها را یاد بگیرد و اجرا کند از جمله:
- توانایی برقراری ارتباط صمیمی با اعضای تیم
- پایبندی به اخلاقیات مانند صادق و عادل بودن
- داشتن مهارتهای سازماندهی مانند نظم و ترتیب
- یادگیری مستمر و مداوم
- کمک به رشد اعضای تیم
تحقیقات نشان داده است که این ویژگیها، مهمترین ویژگیهای رهبران موفق در سراسر جهان است. (منبع)
تئوری رهبری رفتاری برای همه افراد در هر زمینهای مناسب است، از مدیر پروژه گرفته تا مدیرعامل زیرا همه این افراد میتوانند رفتارها و مهارتهای ارائهشده را یاد بگیرند و در کارشان پیاده کنند.
انواع سبک های رهبری رفتاری
تئوری رهبری رفتاری تحت عنوان “نظریه سبک” نیز شناخته میشود زیرا این تئوری، بر الگوهای رفتاری تمرکز دارد که به آنها “سبکهای رهبری” میگویند. رهبران میتوانند این الگوهای رفتاری مختلف را در موقعیتهای گوناگون بهکار بگیرند تا به این نتیجه برسند که کدام سبک رهبری برای آنها مناسبتر است.
۱۰ سبک مختلف رهبری وجود دارد که هر کدام الگوهای رفتارهای متفاوتی دارند و ممکن است در محیطهای کاری مختلف کمتر یا بیشتر موثر باشند. در ادامه به بررسی هر یک از این سبکها میپردازیم:
1_ سبک رهبری مردمگرا (People-oriented leaders)
رهبران مردمگرا با اعضای تیم رابطه مثبتی ایجاد میکنند، آنها را به مشارکت و عملکرد بهتر تشویق میکنند، به رفاه، رضایت و برطرف کردن نیازهای اعضای تیم اهمیت میدهند و در نهایت، تلاش میکنند تا یک محیط کار پویا و حمایتی ایجاد کنند.
- رفتارهای اصلی این رهبران: اعضای تیم را تشویق میکنند تا در کارها مشارکت کنند و به عملکرد خوب آنها پاداش میدهند.
- مزایا: افزایش انگیزه، تعهد و رضایت اعضای تیم
- چالشها: گاهی اوقات رهبران مردمگرا بیش از حد بر روابط تمرکز میکنند و به همین دلیل ممکن است بهرهوری کارمندان کاهش یابد.
2_ سبک رهبری وظیفهگرا (Task-oriented leaders)
در سبک رهبری وظیفه گرا، تمرکز رهبران بر انجام وظایف و دستیابی به اهداف سازمان است. آنها ابتدا اهداف واضحی برای سازمان تعیین کرده، سپس فرایند رسیدن به اهداف را در اختیار کارمندان قرار میدهند و بر عملکرد و پیشرفت آنها نظارت میکنند. بنابراین این رهبران بیش از آنکه به فکر تعامل با اعضای تیم باشند، با یک رویکرد مقتدرانه، کارها را مدیریت میکنند.
- رفتارهای اصلی این رهبران: این رهبران به عملکرد و بهرهوری اعضای تیم و نتیجه نهایی اهمیت میدهند.
- مزایا: زمانی که پروژهها پیچیده و زمانبر هستند، این سبک رهبری میتواند بسیار اثربخش باشد.
- چالشها: تمرکز بیش از حد رهبران بر وظایف و اهداف، ممکن است باعث نادیده گرفته شدن نیازهای اعضای تیم و حتی کاهش خلاقیت آنها شود.
3_ سبک رهبری مشارکتی (Participative leaders)
رهبران مشارکتی به تعامل، همکاری با یکدیگر و ارائه بازخوردهای مستمر اهمیت میدهند. این رهبران اعضای تیم را تشویق میکنند تا در فرایندهای تصمیمگیری مشارکت کنند و بر اساس نقاط قوت و ضعف هر یک از اعضا، وظایف مشخصی به آنها واگذار میکنند.
- رفتارهای اصلی این رهبران: از همه اعضای تیم نظر میپرسند، به آنها بازخورد میدهند و کارها را میان اعضای تیم تقسیم میکنند.
- مزایا: افزایش انگیزه، خلاقیت، تعهد و کیفیت تصمیمگیری اعضای تیم
- چالشها: از آنجایی که رهبران مشارکتی در تصمیمگیریها از همه اعضا نظر میپرسند، ممکن است افراد با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند و در نتیجه، فرایند تصمیمگیری به تعویق میافتد.
4_ سبک رهبری محافظهکار (Status-quo leaders)
رهبران محافظهکار همانطور که از نامشان پیداست، تلاش میکنند در عین افزایش بهرهوری کارمندان، آنها را راضی نگه دارند. آنها جزء نگر، دقیق و با ثبات هستند و اعضای تیم را حمایت و تشویق میکنند تا کارها را بهموقع تحویل دهند.
- رفتارهای اصلی این رهبران: به جزئیات توجه میکنند، بهطور دقیق برنامهریزی میکنند و بهطور منظم به اعضای تیم بازخورد میدهند.
- مزایا: این سبک رهبری باثبات و پیشبینیپذیر است و باعث افزایش بهرهوری کارمندان میشود.
- چالشها: این رهبران انعطافناپذیر و در برابر تغییرات مقاوم هستند.
5_ سبک رهبری بیتفاوت (Indifferent leaders)
رهبران بیتفاوت علاقهای به تعامل با اعضای تیم ندارند، در انجام کارهای روزمره حضور و مشارکت ندارند، بر عملکرد کارمندان نظارت نمیکنند و بیشتر به موفقیت و پیشرفت شخصی خودشان اهمیت میدهند.
به دلیل بیتفاوت بودن و عدم همکاری رهبران بیتفاوت، این سبک، بیاثرترین سبک رهبری رفتاری شناخته میشود.
- رفتارهای اصلی این رهبران: رهبران بیتفاوت بر موفقیت و پیشرفت خود تمرکز دارند، اغلب کارها را به دیگران واگذار میکنند، در تیم مشارکت ندارند و کارها را با تاخیر انجام میدهند.
- مزایا: این سبک رهبری میتواند در محیطهایی که به استقلال کارمندان اهمیت میدهند، کارآمد باشد.
- چالشها: این سبک ممکن است باعث کاهش انگیزه و عملکرد کارمندان شود.
6_ سبک رهبری دیکتاتوری (Dictatorial leaders)
این رهبران بیشتر بر انجام کارها و ارائه نتایج با کیفیت متمرکز هستند و به رفاه کارمندان اهمیت نمیدهند. آنها بهطور کامل بر گروه کنترل دارند، بدون مشورت با دیگران تصمیمگیری میکنند و اعضای تیم را برای داشتن عملکرد مناسب تحت فشار قرار میدهند.
- رفتارهای اصلی این رهبران: وظایف سختگیرانهای برای کارمندان تعیین میکنند، به آنها بازخورد نمیدهند و از آنها مشورت نمیگیرند.
- مزایا: این سبک رهبری در شرایطی که افراد باید سریع تصمیم بگیرند، مناسب است.
- چالشها: در سازمانهایی که از سبک رهبری دیکتاتوری پیروی میکنند، انگیزه و رضایت کارمندان پایین و نرخ فرسودگی شغلی و جابهجایی کارمندان بالا است.
7_ سبک رهبری خوشگذران (Country club leaders)
رهبران خوشگذران فشار کمی به اعضای تیم وارد میکنند و یک محیط کاری دوستانه و آرام پرورش میدهند. اولویت این افراد رضایت کارمندان است و معتقدند که کارمندان در یک محیط راحت و دوستانه، عملکرد بهتری دارند.
- رفتارهای اصلی این رهبران: اعضای تیم را حمایت میکنند، به رفاه و حقوق آنها اهمیت میدهند و دائم در دسترس کارمندان هستند.
- مزایا: سبک رهبری خوشگذران باعث ایجاد یک محیط کاری مثبت و افزایش انگیزه و تعهد کارمندان میشود.
- چالشها: ممکن است بهدلیل تمرکز بیش از حد بر رفاه کارمندان، بهرهوری آنها کاهش یابد یا رهبران در مواقع حساس نتوانند تصمیمهای سخت و مهمی بگیرند.
8_ سبک رهبری بینقص (Sound leaders)
سبک رهبری بینقص یا سالم یکی از موثرترین سبکهای رهبری رفتاری است زیرا این رهبران در عین تلاش برای تکمیل وظایف، رفاه اعضای تیم را نیز در نظر میگیرند.
- رفتارهای اصلی این رهبران: به اعضای تیم گوش میدهند، به آنها بازخورد میدهند، آنها را به تعامل تشویق میکنند، به آنها اجازه میدهند تا بهطور مستقلانه کارها را انجام دهند و در صورت لزوم، آموزشهای مورد نیاز را برایشان فراهم میکنند.
- مزایا: سبک رهبری سالم باعث بهبود روابط، بهرهوری و رشد اعضای تیم میشود.
- چالشها: این سبک رهبری به همان اندازه که موثر است، اجرای آن چالشبرانگیز است زیرا به زمان، تلاش و مهارتهای بالای مدیریت نیاز دارد.
9_ سبک رهبری فرصتطلب (Opportunistic leaders)
رهبری فرصتطلب یک سبک رهبری متفاوت است زیرا این رهبران، الگوهای رفتاری مختلفی را از هر یک از سبکهای رهبری گرفته و بر اساس شرایط، آنها را بهکار میگیرد. در واقع رهبران فرصتطلب هدفگرا و نتیجهمحور هستند و از هر فرصتی برای رسیدن به اهداف استفاده میکنند مثلا در یک پروژه دیکتاتور هستند و در پروژه دیگر خوشگذران.
- رفتارهای اصلی این رهبران: بسیار انعطافپذیر هستند و در هر شرایط الگوی رفتاری خاصی دارند و برای هدایت و بهبود عملکرد اعضای تیم هر کاری که لازم است انجام میدهند.
- مزایا: این سبک رهبری بهدلیل انعطافپذیری بالایی که دارد با شرایط مختلف سازگار است.
- چالشها: بهدلیل عدم ثبات و تغییرات مکرر، ممکن است فشار و استرس زیادی به کارمندان وارد شود.
10_ سبک رهبری پدرسالار (Paternalistic leaders)
رهبران پدرسالار در عین مقتدر بودن، حمایتگر هستند؛ درست مانند پدری که برای فرزندش قوانین مشخصی تعیین میکند اما در عین حال مراقب و حامی او است.
این رهبران اهداف واضحی برای سازمان تعیین میکنند و پس از تکمیل آن، به کارمندانی که عملکرد خوبی داشتند پاداش میدهند.
- رفتارهای اصلی این رهبران: به اعضای تیم پاداش میدهند، مقتدر و قاطع هستند و اعضای تیم از او حساب میبرند و فرصتهای رشد و پیشرفت را در اختیار کارمندان قرار میدهند.
- مزایا: اعضای تیم احساس امنیت میکنند و فرصت رشد و توسعه شغلی برای کارمندان فراهم است.
- چالشها: ممکن است اعضای تیم بیش از حد به رهبر پدرسالار وابسته شوند.
کلام آخر
در نهایت به اعتقاد تئوری رهبری رفتاری، رهبران از همان ابتدا رهبر بهدنیا نمیآیند بلکه در طول زندگی با یادگیری رفتارها و مهارتهای خاصی مانند مهارت برقراری ارتباط، مهارت سازماندهی، پایبندی به اخلاقیات و…، میتوانند به یک رهبر موفق و اثربخش تبدیل شوند.
منابع:
- wgu
- indeed